By P Web Design Company

کتاب "مطالعه موفق مطابق با مزاج شما"

روابط پدر و مادر و تأثیر آن بر فرزندان

نکات طلایی پیرامون روابط پدر و مادر و تأثیر آن در تربیت فرزندان

•    شرایط اصلی برای برقراری صمیمیت میان والدین و فرزندان، وجود صمیمیت بین پدر و مادر است.
•    اگر میان زن و شوهر روابط صمیمانه برقرار باشد و آن دو با مهر و صفا و با مراعات اصول در کنار هم زندگی کنند، محیط خانواده برای رشد و پرورش فرزندان آماده خواهد بود و بالعکس
•    پدر و مادر هر دو (بدون شک) در تربیت فرزندان خود سهیم هستند و هر یک باید نقش خود را بنا به وظایف ذاتی ایفا کنند، تداخل در انجام وظیفه و نقش موجب بروز مشکلات زیادی در زندگی و نهایتاً در تربیت فرزندان می شود.
•    مادر بعلت تماس مداوم و طولانی با فرزندان، سهم اصلی را در تربیت (فرزندان) دارد و فرزندان بسیاری از خلق و خوی خود را از مادرانشان دریافت می کنند.
•    زن و مرد در ویژگیهای انسانی با هم مساوی هستند، هیچکدام بر دیگری برتری ندارد و یا هیچکدام نسبت به دیگر در درجة پائین تری نیستند، هر دو در سرشت واحدند.
•    تفاوت های زن و مرد در ویژگیهای فرعی است که زن را از مرد متمایز می کند و آنهم بخاطر نقش خاص و وظایف خاص زن و مرد است که این تفاوت ها به نحوی توسط خدای تبارک و تعالی طراحی شده است که موجب همگرایی و گرایش بیش از پیش زن و مرد نسبت به هم می شود و به عبارت دیگر مرد و زن مکمل هم و خواهان همزیستی با هم می شوند.
•    آنچه که زن و مرد را به هم پیوند می دهد تنها شهوت جنسی نیست، بلکه پیوندی والاتر از آن است و آنهم "مودّت و رحمت" است که قرآن از آن نام برده است: "ما از جنس شما زوج هائی برای شما آفریدیم که با آنها آرامش گیرید و میان شما مودّت و رحمت قرار دادیم.


•    دنیای زن با دنیای مرد بکلی متفاوت است، اگر ویژگیهای عاطفی، روانی و روحی زن و مرد یکی بود شاید به سختی می شود افراد را قانع کرد که با هم ازدواج کنند  و یا مشکلات دوران پس از ازدواج را تحمل نمایند.
•    بر پایه همین ویژگیهای خاص روانی و علائق و سلائق متفاوت زن و مرد عمده وظایف و مسئولیت های زن و مرد در کل امور زندگی از جمله فرزند پروری مشخص و معین شده است.
•    زن و مرد بهتر است در ابتدای زندگی بنا به درخواست دینی و عقلی، وظایف ذاتی همدیگر را تعریف کرده و مشخص نمایند و خود را متعهد به انجام آنان نمایند و اموری که در حیطة وظایف ذاتی نیست را با هم (زن و مرد) به تفاهم مشترک برسند و بر اساس تفاهم نامه دو طرفه خود را متعهد و مقیّد به انجام آن بدانند.
•    در صورت مشخص شدن تفاهم نامه بین زن و مرد، دیگر شرح وظایف و حدّ مرزها مشخص می شود و تداخل عمل که موجب اختلاف یا بی نظمی در امور شود بوجود نمی آید بلکه زن و مرد با طرحی مشترک و هماهنگی به سمت هدف واحدی حرکت می کنند.
•    آنچه که مسلم است هر سازمان اجتماعی نیازمند مدیریت است یعنی یک نهاد اجتماعی بدون مدیریت امکان ادارة آن وجود ندارد لذا خانواده بعنوان یکی از نهادهای اجتماعی نیازمند مدیریت است که در دین اسلام تا زمانی که مرد حیات دارد، بدلیل ویژگیهای متناسب و فطری مرد، مدیریت خانواده به مرد واگذار شده است، و این دلیل برتر بودن مرد نیست بلکه بدلیل وجود صفات منحصر به فردی است که در مرد بیشتر از زن وجود دارد مانند قاطعیت، تدبیر و مدیریت و لذا مدیریت مرد، ایجاب می کند که مرد نسبت به مسائل زندگی مسئول درجه اول باشد.
•    در خانم ها بُعد عاطفی که برای آنان بسیار ضروری است، پر رنگ تر وجود دارد، بدین لحاظ ترّحم بیش از حدّ آنان ممکن است در اصول مدیریت خللی وارد نماید.
•    نوع علاقة مرد به زن با نوع علاقة زن به مرد یکسان و مشابه نیست:

  1.  نوع احساسات مرد به زن طالبانه و نیاز آمیز است (علیرغم برتری جسمی مرد) ولی نوع احساس زن مطلوبانه است (یعنی زن دوست دارد مطلوب واقع شود)
  2.  مرد مظهر طلب و زن مظهر مطلوب است.
  3. خواستة مرد عشق ورزیدن و خواستة زن مورد عشق و علاقه قرار گرفتن است.
  4.  مرد می تواند دنیا را تسخیر کند و زن مرد را
  5.   شادابی روح زن به این است که زن خود را محبوب همسر خویش ببیند و از عشق و علاقه او نسبت به خود مطمئن باشد.

•    نکته مهم عاطفه مادری بشدت از عواطف شوهر نسبت به زن متأثر است، یعنی هر چه شوهر بیشتر به همسرش عشق بورزد و محبت و صمیمیت داشته باشد مادر هم نسبت به فرزندان مهر و محبت بیشتری می ورزد (مگر اینکه مادر خدای ناخواسته دچار بیماری روحی و روانی شده باشد)
•    زن آمادگی دارد بیشترین فداکاری و از خودگذشتگی را در راه همسرش از خود نشان دهد یا بسیاری از سختی ها و محرومیت ها را در راه زندگی و رضایت شوهرش تحمل نماید بشرطی که شوهرش قدرش را بداند و این مسئله دو طرفه باشد.
•    بسیاری از اختلافات خانوادگی ریشه در این عامل اساسی دارد که زن به خواستة اصلی خود نرسیده و از عشق و محبت همسرش سیراب نشده است.
•    نشناختن مطالبات، انتظارات و خواسته های زنان موجب می شود که مردان بصورت ناخودآگاه ظلم های فاحشی به همسر خود و در نتیجه به فرزندان خود روا بدارند و با دست خود تیشه به ریشه زندگی خود بزنند. این موضوع برای خانم ها نیز مصداق دارد یعنی نشناختن دغدغه ها، انتظارات و خواست های مرد از طرف زن نیز فاجعه آمیز است.
•    جابجایی نقش زن و مرد امر بسیار ناپسندیده و نامطلوبی است، در حقیقت بهترین زن آنست که زن باشد و نقش های یک زن خوب را ایفا کند و بهترین مرد، مردیست که نقش یک مرد خوب را ایفا نماید. (زن خوب و فرمانبر و پارسا  کند مرد درویش را پادشاه)
•    آرایش کردن زنان در محیط خارج از خانه که اکثراً با انگیزة خودنمایی و نشان دادن این موضوع که من از دیگران چیزی کم ندارم و موجب جلب نگاه های حرام و به هدر رفتن انرژی زنانه و نهایتاً فساد و تباهی جامعه می شود. عوارض رقابت در این موضوع حتی ناخودآگاه موجب تهدید امنیت روح و روان خود فرد آرایش کننده می شود چون ممکن است برخی با آرایش های غلیظ تر از فرد ظاهر شوند و فرد را مغلوب خود نمایند.
•    سهم عمده در پرورش عاطفی فرزندان، از آن مادر است و اوست که باید در پرتو عواطف ملکوتی خود بذر عاطفه را در درون فرزندان خود بپروراند.
•    بحث و مجادله و بگو مگو بین والدین باعث دو موضوع در بین فرزندان می شود:

  1.  دچار شدن فرزندان به اختلالات روحی و روانی
  2.  بزهکار اجتماعی شدن

•    پس بهترین راهکار حفظ صفا و صمیمیت بین پدر و مادر و همچنین صمیمیت بین پدر و فرزندان و مادر و فرزندان می باشد.
•    مدیریت خانواده بمعنای تدبیر و سیاست در خصوص نحوة انجام امور خانواده و تربیت صحیح است و با خشونت زورگویی و اعمال خشونت نباید اشتباه گرفته شود.
•    پیامبر (ص): "بهترین شما کسی است که برای خانوادة خود بهتر است و من از همة شما برای خانواده ام بهترم. افراد بزرگوار زنان را گرامی می دارند و فرومایگان زنان را خوار می شمارند".
•    هیچ چیز به اندازة ظلم و ستم به زنان و کودکان خداوند را به خشم نمی آورد.
•    زنان، "امانت خدا" در نزد مردان هستند که با اسم خدا برمردان "حلال" می شوند.
•    برخی زنان به علت تربیت ناردست خانوادگی یا وجود پاره ای عقده های روحی و یا روانی و برخی بدآموزی ها، بدنبال برکناری پدر از نقش خود در خانواده هستند و در صدد این هستند که زمام همة امور را به تنهائی در دست بگیرند و نقش غالب و مسلط را داشته باشند (زن سالاری) این روحیه یک زن سالم و طبیعی نیست و انحراف مسیر فطرت است.
•    خانواده نه عرصة مبارزه و نه میدان رقابت است، بلکه کانون همکاری و هماهنگی است.
•    یکی از تدابیر مهم در تربیت فرزندان این است که هر یک از پدر و مادر بکوشند موقعیت دیگری را نزد فرزندان تقویت کنند و حس احترام و علاقه آنها را نسبت به او تحریک و تشدید نمایند.
•    اگر پدر یا مادر در موردی به فرزندش اعتراض کرد، دیگری نباید با او به ستیزه برخیزد و جانب فرزند را بگیرد.
•    پدر و مادر می توانند هر از چند گاهی جلسات پرسش و پاسخ، گفتمان و بحث دوستانه بین اعضاء خانواده برای بر طرف نمودن شبهات و هماهنگی در امور و اعلام سیاست های خانوادگی داشته باشند.
•    چنانچه و پدر موقعیت مادر را تضعیف نماید و یا مدام او را تحقیر کند این موضوع موجب گستاخی و عدم تربیت پذیری فرزندان می شود و لذا موقعیت، شخصیت و حرمت مادر نظر فرزندان باید همواره محفوظ بماند.
•    محبت و توجه به فرزندان باید در حد ظرفیت آنها باشد و چنانچه بیش از حدّ ظرفیت باشد ولی حساب باشد، همین محبت و فداکاری، موجب گستاخ تر شدن آنها می شود و روز به روز آنها را از خود راضی تر و خودخواه تر می کند.
•    مهم ترین شرط بقاء و استمرار صمیمیت، بجا بودن صمیمیت و منطقی بودن آنست و درک کردن طرف مقابل (مرد یا زن) است.
•    گذشت و سازش نیز یکی از موارد مهم در استمرار و بقاء صمیمیت و استحکام خانواده و پایداری عشق و محبت است.
•    زن باید به بداند که زن است و نقش زنانگی داشته باشد (نه کم و نه زیاد) مرد هم باید بداند مرد است و باید نقش مردانه داشته باشد (نه کم و نه زیاد) .
•    ارزشهای فکری زنان و مردان می بایست بر ارزشهای الهی، اسلامی و انسانی مبتنی باشد، تفاوت دیدگاه های ارزشی از اساس زندگی را دچار مشکل می کند.

 کاربر گرامی خیلی خرسندیم از اینکه وقت ارزشمند خود را به مطالعه این مطالب مختص کردید
باعث خوشحالی ماست که ما را از نقطه نظرات خود سرافراز کنید.
لحظه هایتان پر از بارش آگاهی

تهیه و تنظیم کننده:  : دکتر سید ابوالفتح شیرمردی

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

ورود به سایت

حاضرین در سایت

ما 65 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

طراحی سايت و بهينه سازي توسط شرکت توسعه نسل وب