By P Web Design Company

کتاب "مطالعه موفق مطابق با مزاج شما"

شیوه های برخورد با نوجوانان و جوانان

نکاتی پیرامون شیوه های برخورد با نوجوانان و جوانان

  •  بلوغ ، تولدی دوباره : دست توانای آفرینش ، بوسیله ی بلوغ با جهشی همه جانبه ، نوجوان را از عالم کودکی جدا کرده ، آماده ی رشد و کمال می کند .
  • آنچه در فطرت و سرشت انسان به ودیعت نهاده شده است ، همگی در مرحله ی بلوغ از سرزمین وجود نوجوان سربر می آورند و همچون گلی پر طراوت بر نهال زندگی او می شکفد.
  •  در این دوران کشمکشی جدّی بین تمایلات نفسانی از یک سو و گرایش های متعالی و روحانی نوجوان از سوی دیگر در می گیرد .
  • وجدان اخلاقی نوجوان زنده و فعال است و نمی تواند در برابر کجرویهای خود بی تفاوت باشد.
  • شکوه های معمول نوجوانان از پدر و مادر :

    « ما را به حساب نمی آورند ، ما را درک نمی کنند ، با ما بیگانه اند ، به نظرات و خواسته های ما بها نمی دهند و ... .»
  •  مهم ترین اصل در دوران نوجوانی : برقراری ارتباط صحیح و منطقی بین پدر و مادر و نوجوان است و بالعکس اگر این ارتباط (به دلیل عدم آشنایی والدین از نحوه ی برقراری ارتباط با نوجوان) به نحو احسن انجام نپذیرد خانواده بطور حتم سرنخ هدایت و تربیت فرزندش را از دست می دهد .

مهم ترین نوع ارتباط با فرزند باید فکری و عاطفی باشد

  • بزرگترین حامی و پناهگاه نوجوانان در دوران نوجوانی و دوران نسبتاً بحرانی ، خانواده است .
  • لازم است بکوشیم شرایطی را که فرزندان در آن قرار دارند را بدرستی درک کنیم و آن را با شرایطی که روزگاری خود در آن زندگی می کردیم ، مقایسه نکنیم ! (مّهم)
  •  پدر و مادر باید با نوجوانان خود رابطه ای براساس محبّت قلبی ، تفاهم و اعتماد متقابل برقرار کنند، بعبارتی دیگر رابطه ای صمیمی – منطقی که حاوی صدق و صفا ، یکرنگی و درک متقابل و علاقه ی واقعی باشد ، این حالت باید برای نوجوان یک باور باشد . و نوجوان نیز مقابلاً موظف است چنین رابطه ای (رابطه صمیمی) را با پدر و مادر برقرار نماید .
  • خانواده باید امن ترین و عاطفی ترین جایگاه برای فرزندان ما باشد . به نحوی که نوجونان و فرزندان بتوانند براحتی راز هایشان را قبل از اینکه با کسی دیگر مطرح نمایند با پدر و مادر مطرح کنند .(ترجیحاً مادر)
  • پدر و مادر بجای اینکه پیوسته زحمات خود را به رخ فرزندانشان بکشند، بهتر است بزرگوارانه برای کوتاهیهای احتمالی خود عذر بخواهند تا به این ترتیب اعتماد و فروتنی را در فرزندان خود تقویت کنند و راه را برای برقراری روابط صمیمانه هموار نمایند .
  • مهم ترین اصل در ایجاد ارتباط صمیمی در این دوران ، پدیده ی مقبولیت پدر و مادر از طرف نوجوان است که ریشه ی آن به روش های تربیتی و شیوه های برخورد دوران پیش دبستانی – دبستان و دوران راهنمایی بر می گردد و این مسئله مهم ترین پیش نیاز مقبولیت اعتماد نوجوان به پدر و مادر است .
  •  گفتگو کردن با فرزندان در زمینه های گوناگون ، بها دادن به رأی و نظر آنها ، با آنان به گردش و بازی و ورزش رفتن ،گذراندن اوقاتی به شوخی و تفریح با آنها (بی آنکه از حدّ بگذرد یا حرکات سبک از پدر و مادر سر بزند) و ....... به برقراری روابط صمیمانه و بی تکلف با فرزندان کمک می کند.
  •  نوجوان انتظار دارد دیگر او را به دیده ی کودک نگاه نکنند و به شخصیت ، فکر و عمل او بها دهند .
  • اگر نوجوان ببیند که والدین به دیده ی یک انسان مستقل و بالغ به او نمی نگرد ممکن است برای ابراز وجود به کارهایی دست بزند تا دیگران را به نحوی متوجه وجود خود سازد .
  •  موریس دِبس ، روانشناس معروف فرانسوی ، دوره ی نوجوانی را «فِطام یا از شیر گرفتن روانی » نام نهاده است .
  • تربیتی که آزادی را به کلی در افراد نادیده بگیرد و انتخاب و اندیشه را از آنها سلب کند ، انجامی جز رکود یا عصیان ندارد
  • پدران و مادران آگاه و روشن بین از همان دوران کودکی فرصت هایی را برای فرزندان خود فراهم می کنند تا آنها اندیشیدن ، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن را تجربه کنند
  •  آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود ، در مقابل سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است .
  •  لازم است والدین و مربیان ظرفیت تحمل برخی سرباز زدن ها را در نوجوانان داشته باشند.
  • پیوسته از در اندرز و نصیحت وارد شدن نه تنها کارساز نیست بلکه آسیب های تربیتی را نیز به دنبال دارد .
  • بهترین روش تربیت در این سن ، تربیت غیر مستقیم است و پایه گذاری قبلی مبنای اعتقادی ، خانوادگی و اصول تربیتی در دوران جوانی ثمره خودش را بروز می دهد .
  • در این دوران دادن تذکرّات زیاد و پی در پی شیوه ی صحیح تربیتی نیست و باید از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و نباید هر ایراد جزئی را سریعاً به رخ کشید و مورد اعتراض و انتقاد قرار دهیم .
  • از طرفی نباید بطور کامل در برابر تخلفات فرزندان بیش از حد بی تفاوت و بی اعتنا باشیم .
  • بهتر است پدر و مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و. بموقع و در شرایط مساعد با روش های مختلف (از جمله لطیفه ، طنز ، داستان ) همراه با نقاط مثبت فرزندان به آنها تذکر داد .
  • زیاده روی در تذکر ، سرزنش و انتقاد نهایتاً به لجاجت ، گستاخی و ستیزه جویی منتهی می شود .
  • برای آموزش فرزندان و اصلاح عیب های آنها ، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را بطور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم .
  • بطور کلی از هر چیز که احساس عزت و شخصیت را در نوجوان منکوب کند ، پرهیز کنیم .
  • مواردی که موجب مخدوش شدن شخصیت نوجوانان می شود مانند :
  •  « اهانت ، تحقیر ، بکار بردن الفاظ طعن آمیز و نیشدار ، سرکوفت زدن ، به رخ کشیدن ضعف ها و شکست های او ، سرزنش بی جا ، زیاده روی در تذکر و سرزنش و ....»
  • تعریف کردن و یا تفهیم نقاط قرمز زندگی و حد و مرز ارزشها برای آنان طی دوران نوجوانی و جوانی با گذاشتن گفتگوهای خانوادگی ، داستان سرایی ، گفتن تاریخچه خانواده و ..... امری ضروری است .
  • اصل تغافل ، چشم پوشی از خطاهای جزیی و اصل قاطعیت در برخورد با خطاهای بزرگ و خط قرمز (پس از توجیه و هشدار و آگاه سازی) ، 2 اصل مهم در دوران نوجوانی و جوانی است.
  • والدین بهتر است در برخی امور مبتلا به فرزندان خود مشورت بخواهند و از پیشنهادهای صحیح و سازنده آنان استقبال عملی نمایند .
  •  بسیاری از انحرافات نوجوانان ناشی از کمبودهای عاطفی آنها در خانواده است .
  • اثر محبت در رشد روانی فرزندان مانند اثر نور و حرارت در رشد دانه ی گیاهان است .
  • هیچ عملی به اندازه محبت در نرم کردن دلها و ایجاد جوّ صمیمی و آمیخته با تفاهم موثر نیست و ما نباید از آثار معجزه آسای آن در تربیت فرزندان خود غافل شویم .
  •  در ابراز محبت نباید زیاده روی کرد .
  •  محبت را باید عملاً نشان داد .
  • اگر فرزندی دچار خطا شد باید متناسب با نوع خطا و میزان آن با عکس العمل والدین روبرو شوند (محبت توأم با قاطعیت)
  • در محیط خانواده به همان اندازه که مهر و صفا لازم و حیاتی است ، وجود قاطعیت ها ،جدّیت و مدیریت نیز ضروری است .
  • باید بین خشونت و قاطعیت فرق قائل شد (قاطعیت غیر از خشونت است)
  •  قاطعیت از شرایط لازم در تربیت است . منظور از قاطعیت ، محکم جدی و استوار بودن شخص در رأی و تصمیم صحیح خودش است.
  • باید همواره این احساس در فرزند وجود داشته باشد که فردی رها شده و به حال خود نیست .
  •  خیره سری و خود رأیی بسیاری از نوجوانان ناشی از ضعف مدیریت و قاطعیت در محیط خانواده است .
  • خشونت بی جا ، نوعی ضعف روحی و اخلاقی است .
  • تنبیه آخرین وسیله ای است که باید از آن استفاده کرد .
  • آثاری مثبت که ممکن است خشونت در کوتاه مدت داشته باشد . برخی پدران و مادران را به اشتباه انداخته است . آنها می پندارند که در دراز مدت نیز چنان آثار مثبتی وجود خواهد داشت .
  • درعین حال که فرزندان باید روابط صمیمانه و آمیخته به مهر و محبت با پدر و مادر خود داشته باشند ، لازم است تا حدی نیز از آنها حساب ببرند .
  •  باید با فرزندانمان با عدالت (نه تساوی) برخوردکنیم (بجز حقوق عمومی و کلی که برای همه حق تساوی است )
  • یکی از راههای پرورش اعتماد به نفس در فرزندانمان ، توجه به جنبه های مثبت و تشویق و ترغیب آنهاست .
  • نباید بیش از ظرفیت و توانایی شخصی از او چیزی خواست .
  • برای انتخاب رشته تحصیلی و شغلی آینده بیشتر از همه میزان علاقمندی و استعداد فرد مهم است و با مشاورین مجرب مشورت نمود .
  • نباید رشته و شغلی که مدنظر پدر و مادر است به فرزندان تحمیل شود .(پدر و مادر باید فرزندان را نسبت به رشته و موفقیت شغلی آن مطلع نمایند).
  • لازم است پدران و مادران زمینه تجربه های موفق را برای فرزندان خود فرآهم آورند .
  • تفاوت های فردی فرزندانمان را نادیده نگیریم .
  • داشتن استعداد و هوش بالا نباید مانع از مطالعه و تلاش فرزندانمان شود .
  • نباید آروزهایی که خارج از توان ذهنی نوجوانان است به آنها تلقین شود .
  • مراعات «انعطاف» در تربیت جوانان و نوجوانان امری ضروری است .
  • انجام فرائض و عبادات توسط پدر و مادر تأثیر مستقیم و غیر مستقیم بر روی جوانان و نوجوانان دارد .
  • نباید نسبت به چیزی که خود عمل نمی کنیم به فرزندانمان توصیه و امر کنیم .
  • پدر و مادری که اهل ایمان و عبادت هستند نیز مراقب اعمال خود باشند و از بداخلاقی و تند مزاجی باید پرهیز کنند .
  • تلقین امور صحیح و درست مانند راست گویی ، امانتداری ، اخلاص و ...... باید با روش های غیر زبانی به فرزندانمان انجام گیرد .
  •  لقمه حلال ظرفیت فرزندانمان را نسبت به پذیرش حق ،حقیقت و معنویت را هزاران برابر بیشتر می کند .
  •  در خانواده بنابه شرایط جسمی – روحی و سرشتی پدر و مادر هرکدام باید نقش خود را ایفا نمایند ، یعنی مرد باید مرد باشد و نقش مرد را ایفا کند و مسئولیت های مردانه را بعهده داشته باشد و زن هم باید زن باشد و نقش زن را ایفا کند .(تداخل وظیفه نتیجه معکوس و منفی در تربیت فرزندان دارد !! )در نتیجه هرچقدر مرد نقش زنانه و زن نقش مردانه داشته باشد به همین میزان خانواده آسیب پذیرتر می شود و فرزندان دچار تضّاد و الگوپذیری و نقش پذیری می شوند .
  • به مزاج فرزندان خود توجه نمائید انتظار می رود در این دوران فرزندان شما مزاج گرم و تر داشته باشند اگر خلاف اینست ممکن است سوءمزاج مطرح باشد حتماً جهت اصلاح مزاج به طبیب سنتی آنها را ارجاع دهید .

  کاربر گرامی خیلی خرسندیم از اینکه وقت ارزشمند خود را به مطالعه این مطالب مختص کردید
باعث خوشحالی ماست که ما را از نقطه نظرات خود سرافراز کنید.
لحظه هایتان پر از بارش آگاهی

 تهیه و تنظیم : دکتر شیرمردی

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

ورود به سایت

حاضرین در سایت

ما 76 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

طراحی سايت و بهينه سازي توسط شرکت توسعه نسل وب